15يکشنبه 18 مرداد ماه 1383-روزنامه جام جم

آن مرغابي در مه گم شد

ديروز صبح خبرآمد که پيکر بي جان حسین پناهی ، بازيگرکارگردان ، نويسنده ، شاعر و... سينما و تلوزيون بعد از سه روز درمنزلش پيداشد پناهي بازيگري بود که در سالهاي طولاني فعاليت هنري خود ، در نقشهاي خاص حضور يافت. او متولد سال 1335 در استان کهگيلويه و بويراحمد بود. در سال 67 با ايفاي نقش در فيلم گال ، ساخته ابوالفضل جليلي به سينماي ايران پيوست و در فاصله يک سال پس از آن ، در فيلمهاي در مسير تندباد ، هي جو و ارثيه اجراي نقش کرد. ناروني ، راز کوکب ، چاوش ، سايه خيال ، اوينار ، مرد ناتمام ، مهاجران ، هنرپيشه ، آرزوي بزرگ ، روز واقعه و کشتي يوناني ، جزو آثاري هستند که با بازي وي برپرده سينماي ايران  آمده است  حسين پناهي در اغلب نقش هايي که اجرا کرد ، شخصيت يک فرد شيرين عقل را ايفا کرد. سبک و سياق خاص او در بازيگري ، او را جزو معدود بازيگران خاص سينماي ايران کرد. او پيش از پيوستن به سينماي ايران ، در تلويزيون فعاليتي طولاني داشت.اولين فعاليت تلويزيوني وي در سال 1362 با نمايش گوش بزرگ ديوار شکل گرفت.او در يک دوره طولاني در سيما در مشاغل مختلفي همچون بازيگري ، نويسندگي و کارگرداني به ايفاي نقش پرداخت که از جمله مهمترين آثار وي مي توان به ايوان مدائن ، مثل يک لبخند ، آيينه خيال ، محله بهداشت ، دو مرغابي در مه ، آسانسور ، گرگها ، هشت بهشت ، آلبوم خانوادگي ، روزي روزگاري ، آشپزباشي ، دزدان مادربزرگ ، امام علي (ع) ، بي بي يون ، يحيي و گلابتون ، آژانس دوستي و آواز مه اشاره کرد. از مطرح ترين آثار او مي توان به نويسندگي و بازي در تله تئاتر دو مرغابي در مه اشاره کرد که در زمان پخش خود توانست مخاطبان بسياري را جذب کند. پناهي در فاصله سال 70 تا 73 نيز در برنامه شاخه طوبي حضور يافت.همکارانش او را فردي آرام توصيف مي کنند. به گفته بهروز خوش رزم ، تهيه کننده اي که در 2سريال گرگها و روزي روزگاري با وي همکار بوده ، او تنها شکل خودش بود و در بازيگري هيچ کس شبيه او نبود. هميشه هم در سر صحنه در خودش بود و کاري به کار ديگران نداشت.يکي از آخرين نقش هاي او ، حضور در سريال روزگار قريب ساخته کيانوش عياري بود. زماني که با عياري تماس مي گيرم ، او در شهرک سينمايي در حال تصويربرداري بخشي از سريال خود است که در آن عده اي از روستاييان در حال درگيري با هم هستند. ماجرا مربوط به 100سال قبل است. در آغاز آن روز کاري به او خبر فوت پناهي داده شده است.همه تحت تاثير قرار گرفته اند. آنها در آبان و آذر گذشته ، 2 ماه با او زندگي کرده اند. عياري مي گويد: سال گذشته در ميمه اصفهان در حال توليد بخشهايي از اين سريال بوديم که در آن مرحوم پناهي نيز نقش نوکر يک حکيم را اجرا مي کرد. او پس از مرگ حکيم ، در موقعيتي قرار گرفت که در پي تقاضاي اهالي ، در جايگاه حکيم نشست و با کمک همان علم و دانش اندک خود به درمان اهالي پرداخت.در طول کار، اصولا هيچ گاه 2برداشت او شبيه به هم نمي شد. به عنوان کارگردان ، هميشه تلاش مي کنم تا بازيگر در لحظه به لحظه بازي خود ، تحت کنترل باشد. اما مرحوم پناهي را بسختي مي شد مهار کرد. کم کم به او اعتماد کردم.او در طول بازي خود گاهي حرکتهايي انجام مي داد که بازي او را شيرين تر مي کرد. اين تجربه را در طول کارهايم تا به حال نداشتم.در مجموع ، نقش او در اين کار به گونه جالبي غيرقابل تکرار و تقليد از آب درآمد. حسين پناهي درگذشت.از امروز ديگر کفاش سريال آواز مه که در دانشکده هنرهاي زيبا در رشته هنرهاي دراماتيک درس خوانده بود و در مغازه کفاشي خود ، کتاب امانت مي داد ، زنده نيست.راننده آژانس دوستي هم که مدتها در خارج از کشور زندگي کرده بود ، ديگر در ميان ما نيست.ديروز صبح با پناهي و همه خاطرات زيبايي که او در طول سالها فعاليت هنري اش براي ما خلق کرد ، خداحافظي کرديم.خاطراتي مثل تماشاي تله تئاتر زيباي دو مرغابي در مه در دهه 60 ، فيلمساز آرزوي بزرگ سالهاي مياني دهه 70 ، بت پرست روز واقعه و... و خاطرات شاعري که مهربانانه سروده بود: «بيا زير چتر من ، تا بارون خيست نکنه».