18 مرداد 1383 - خبرگزاري مهر

چند سطر برای حسین پناهی

زلال ، مثل چشمه های روستا

خبرگزاری " مهـر " - گروه فرهنگ و ادب :حسین پناهی در شمار هنرمندانی بود که حضور در عرصه هنرهای نمایشی ، او را اغنا نمی کرد ، به همین دلیل دستی هم در کار نوشتن و سرودن داشت...

کسانی که حسین پناهی را از نزدیک می شناختند ، می دانستند که این بازیگر و شاعر ،  روحی حساس و اثرپذیر دارد ، این موضوع را شعرهای صادقانه اش گواهی می دهند...حسین پناهی چندین دفتر شعر را روانه چاپخانه کرد ، اما هیچگاه مدعی نشد که آنچه می گوید و می نویسد ، " شعر" است ، به حق ، مرثیه خوان دل عاشق و روستایی خویش بود ، چشمان کنجکاو او در شهر هم به دنبال سایه مهربان درختی می گشت تا درهوای معطر آن ،  لختی با روح  تنهای خویش بیاساید و آوازهای روستایی و ایلیاتی اش را مرور کند.پناهی فریب شهر را نخورد ، چشمهایش را به زرق و برق کاذب شهر نفروخت و هیچگاه  نگاه زلال و روستایی اش را با صداقت باران  و رنگین کمان عوض نکرد ... او به خود  و مخاطبش  دروغ نمی گفت ، همان بود که می نمود و آنچه را می نوشت که حس می کرد ،  سالهای غریب شهر نشینی او را شکست ، اما نتوانست تحقیرش کند و به غم نام و نان گرفتارش سازد ، هرچند  او هم تاول " فقــر " را همراه خود داشت ، اما این فقر ، هرگز به اندیشه هایش راه نیافت و او را تهی از کلمه نکرد...
دل اوهنوز نگران گله ای بود که به چرای سبز دامنه می رود و زخمی باز می گردد ، از دندان تیز گرگ ها و ددها می نوشت ، از رنج ایل می سرود و نگران خشکیدن حقیقت در زبان و اندیشه انسان غربت زده امروز بود...  یادش سبز